كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
35
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
بيايند ، او را كشتند . بعد همه چيزهايى را كه مىتوانستند ببرند روى قايق گذاشتند و بعد كشتى را ترك كردند ، تا خودشان را به خشكى برسانند . آنهايى كه براى آوردن آب رفته بودند و آب آورده بودند و در قايقشان سكاندارى كشته شده بود ، دوباره به راس برگشته بودند و شيخ اين جزيره به محض شنيدن خبر شورش در كشتى قايقى با يك دسته نيروى قوى به طرف كشتى اعزام داشت . اين قايق كه دزدها را در حين فرار از كشتى ديده بود ، تعقيب كرد . وقتى دزدها متوجه شدند ، كه نمىتوانند فرار بكنند ، تصميم به بازگشت به كشتى را گرفتند . اما اسپانيايى به اين فكر افتاد كه توپى شليك بكند . عربها از شليك توپ ترسيدند و ترجيح دادند ، كه تسليم همميهنانشان بشوند . شيخ خاش نه تنها آنچه را كه دزدها در قايق داشتند ، بلكه هرچه را كه در كشتى بود ضبط كرد ، تا از آنها نگهدارى بكند . ارباب شيخ راس ، كه شيخ لارك بود ، بلافاصله فهرست اموال ضبط شده را خواست و همهء چيزهايى را ، كه شيخ راس موفق به پنهان كردن نشده بود ، از او گرفت . اما او هم نمىتوانست به تنهايى اين غنيمت را صاحب بشود و مجبور بود آن را با همسايگانش و ارباب هرمز و نصير خان « 1 » ارباب فعلى لارستان تقسيم بكند . او در غير اينصورت ناگزير از جنگ با آنها بود . خلاصه اينكه همهء پولهاى نقد و همهء كالاهايى كه در كشتى بود ، بين اربابان كوچك و مستقل ساحل خليج طورى تقسيم شد ، كه احتمالا صاحبان اصلى اين پولها و كالاها هرگز چيزى از دارايى خود دريافت نكردهاند .
--> ( 1 ) . نصير خان در زمان كريم خان زند حكومت لارستان را داشت . نگاه كنيد : پرويز رجبى ، كريم خان زند و زمان او ، تهران ، 1352 ، ص 67 .